|
+ آلبر
مردی کالسکه یک بچه شیر خوار را در پیاده رو حرکت می داد. بچه مرتب گریه می کرد و مرد مرتب می گفت: آرام باش آلبر... الان به منزل می رسیم آلبر... زنی که از کنار آنها می گذشت رو به آنها کرد و گفت: ببخشید آقا! اما این بچه شیرخوار حرف سرش نمی شود که با او صحبت میکنید و میگویید آرام باشد. مرد جواب داد: بله خانم. اما من این حرف ها را به او نمی گویم. آلبر خود من هستم!!! شنبه 13 شهریور 1389 عناوین آخرین یادداشتها |